درخشش پژوهش ایرانی در عرصه هنر و فرهنگ: راز بومی‌شدن گل آفتابگردان در هنر باتیک مالایی

۲۸ تیر ۱۴۰۵ | ۰۹:۲۹ کد : ۱۰۲۴۶۸ پژوهشی
انتشار مقاله پژوهشی دکتر پروانه قاسمیان دستجردی، عضو هیئت علمی دانشگاه علم و فرهنگ جهاددانشگاهی، در یکی از نشریات معتبر بین‌المللی حوزه مطالعات منسوجات و فرهنگ، ابعاد تازه‌ای از چگونگی بومی‌شدن نقش گل آفتابگردان در هنر سنتی باتیک مالزی را آشکار کرده و نقش تعاملات فرهنگی در شکل‌گیری هویت‌های هنری محلی را به نمایش گذاشته است.
درخشش پژوهش ایرانی در عرصه هنر و فرهنگ: راز بومی‌شدن گل آفتابگردان در هنر باتیک مالایی

به گزارش روابط عمومی دانشگاه علم فرهنگ جهاددانشگاهی؛ مقاله پژوهشی دکتر پروانه قاسمیان دستجردی عضو هیئت علمی دانشکده هنر و معماری دانشگاه علم وفرهنگ، با عنوان «Sunflower in the Malay Cosmos: Regional Aesthetics and Cultural Adaptation in Kelantan and Terengganu Batik Blocks» در مجله بین‌المللی Textile: The Journal of Cloth and Culture از انتشارات Taylor & Francis به چاپ رسید.

این مجله در پایگاه‌های معتبر Web of Science (WoS) و Scopus نمایه شده و با ضریب تأثیر 0.5، ضریب ارجاع 0.9 و چارک Q2 از نشریات معتبر حوزه مطالعات منسوجات، فرهنگ و هنر به شمار می‌رود.

این پژوهش با تمرکز بر نقش بونگا ماتاهاری (گل آفتابگردان)، به بررسی فرآیند بومی‌سازی یک گونه گیاهی غیربومی در سنت باتیک مالایی در مناطق کلانتان و ترنگانو در ساحل شرقی شبه‌جزیره مالزی پرداخته است. اگرچه تاکنون مطالعات متعددی درباره نقوش گل‌های بومی انجام شده، اما چگونگی سازگاری و جذب فرهنگی گونه‌های خارجی در هنرهای سنتی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش با هدف پر کردن این خلأ، مسیرهای انطباق فرهنگی یک نقش جهانی با هویت محلی را واکاوی می‌کند.

در این مطالعه، با بهره‌گیری از روش مطالعه موردی جمعی، داده‌های حاصل از مصاحبه‌های تخصصی، تحلیل‌های بصری و موضوعی و منابع نهادی با تکیه بر شش اصل زیبایی‌شناسی مالایی مورد بررسی قرار گرفته است.

یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که هر دو منطقه کلانتان و ترنگانو، گل آفتابگردان را به عنوان نمادی از سرزندگی، پویایی و هماهنگی در آثار باتیک به کار گرفته‌اند، اما رویکردهای زیبایی‌شناختی متفاوتی را دنبال می‌کنند. در حالی که هنرمندان ترنگانو بر ساختار، نظم و رسمیت تأکید دارند، صنعتگران کلانتان با بهره‌گیری از ریتم، سیالیت و تنوع رنگی، بیان آزادانه‌تری از این نقش ارائه می‌کنند. این تفاوت‌ها نشان می‌دهد که چگونه یک عنصر بصری جهانی می‌تواند در بسترهای فرهنگی مختلف، به بازنمایی هویت‌های محلی تبدیل شود.

از دیگر دستاوردهای این پژوهش، ارائه یک چارچوب تطبیقی برای تحلیل زیبایی‌شناسی منطقه‌ای در هنر باتیک است؛ چارچوبی که می‌تواند به شناخت بهتر فرآیندهای خلاقیت تطبیقی، حفظ میراث فرهنگی و انتقال سنت‌های هنری به نسل‌های آینده کمک کند. نتایج این تحقیق همچنین بر اهمیت باتیک به عنوان یک میراث فرهنگی زنده تأکید داشته و بینش‌های ارزشمندی برای حفاظت، آموزش و توسعه این هنر سنتی در بسترهای معاصر ارائه می‌دهد.

انتشار این مقاله در یکی از نشریات معتبر بین‌المللی، بیانگر حضور مؤثر پژوهشگران دانشکده هنر و معماری در عرصه مطالعات هنر، فرهنگ و میراث جهانی و گامی ارزشمند در معرفی ظرفیت‌های پژوهشی دانشگاه در سطح بین‌المللی است.

همچنین این برونداد پژوهشی حاصل عقد قرارداد بین المللی با همکاری مشترک دانشکاه UCSI مالزی و دانشگاه علم و فرهنگ است.

text to speech icon

نظر شما :