زبالهگردی در شهر؛ نقد اجتماعی سیاستها و بازخوانی تعارض منافع در مدیریت پسماند
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی، نشست تخصصی «زبالهگردی در شهر؛ واکاوی اجتماعی و نقدی بر سیاستها و قوانین» با حضور علیرضا شریفیفرد، معاون اسبق سازمان مدیریت پسماند شهرداری تهران، مریم ایثاری، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی و محمدحسن کریمیان، پژوهشگر اجتماعی دوشنبه 15 دیماه در سالن جلسات این پژوهشگاه برگزار شد.
در ابتدای این نشست، علیرضا شریفیفرد در ارائهای با عنوان «نقدی بر سیاستهای مدیریت پسماند و پدیده زبالهگردی» به چندوجهی بودن پدیده زبالهگردی اشاره کرد و با تفکیک میان زبالهگردی خودجوش و سازمانیافته، به ارائه تیپولوژی انواع زبالهگردی پرداخت. وی با مرور تاریخچه جمعآوری پسماند در شهر تهران، به شیوههای سنتی بازیافت و ساماندهی نیروهای بازیافت در دهه ۷۰ اشاره کرد و ریشههای شکلگیری شرکتهای پیمانکاری بخش خصوصی در حوزه بازیافت را مورد بررسی قرار داد.
شریفیفرد ضعف دانش تخصصی در تدوین آییننامهها، شیوهنامهها و نظامنامههای اولیه حوزه بازیافت را یکی از عوامل ساختاری بروز چالشهای کنونی دانست و افزایش قیمت جهانی پسماندهای ارزشمند و تورم اقتصادی را از دلایل رونق این فعالیت برشمرد. به گفته وی، افزایش نیاز به نیروی انسانی و راهبردهای درآمدزای بخش خصوصی، زمینه ورود نیروی کار اتباع خارجی به چرخه بازیافت را فراهم کرده است. وی همچنین تغییر روش جمعآوری پسماند در تهران به سمت جمعآوری مکانیزه و استقرار مخازن شهری را از عوامل مؤثر در گسترش زبالهگردی دانست؛ فرایندی که به غلبه سازمان غیررسمی بر سازمان رسمی در مدیریت شهری انجامیده است. او در پایان، با تأکید بر ظرفیتهای قانونی موجود، اصلاح ضوابط و بازگشت برخی خدمات محیطزیستی به حوزه حاکمیتی را ضروری دانست.
در ادامه نشست، مریم ایثاری در سخنانی با عنوان «زبالهگردی: واکاوی زمینهها، ارزیابی سیاستها» به تحولات جهانی و ملی در حوزه مدیریت شهری پرداخت و تبدیل شهرها به موتور محرک توسعه ملی را زمینهساز چرخش سیاستهای شهری به سوی منطق اقتصادی دانست. به گفته وی، خصوصیسازی و شکلگیری الگوهای حکمرانی هیبریدی شهری، مدیریت شهری را از «مدیریت تصدیگرایانه» به «مدیریت کارفرمایی» سوق داده و این روند به کالاییشدن زباله خشک انجامیده است.
ایثاری با معرفی چهار رویکرد نظری در مواجهه با پدیده زبالهگردی، به تفاوت در صورتبندی مسئله و پیامدهای سیاستی هر رویکرد اشاره کرد و با مرور سیاستها و دستورالعملهای موجود، شکاف میان قوانین و واقعیتهای اجرایی را برجسته ساخت. وی همچنین با اشاره به تمرکز همزمان وظایف قانونگذاری، اجرا و نظارت در شهرداری تهران، این نهاد را در معرض تعارضهای جدی منافع دانست. به گفته او، سیاستهای مواجهه با زبالهگردی در تهران عمدتاً در قالب سیاستهای انضباطبخشی و رویکردهای مقابلهجویانه و تنبیهی دنبال شدهاند؛ سیاستهایی که الگوی حکمرانی دوسوگرا و مبتنی بر ترکیب سازوکارهای رسمی و غیررسمی را بازتولید میکنند.
محمدحسن کریمیان، سومین سخنران نشست، در ارائهای با عنوان «رانتجویی متکی بر نیروی کار مهاجر در اقتصاد ایران» به پیوند میان سیاستهای درآمدی شهرداریها و بهرهکشی از نیروی کار مهاجر پرداخت. وی قطع کمکهای دولتی را نقطه آغاز حرکت شهرداریها به سمت درآمدهای ناپایدار دانست و مزایدههای پسماند را از جمله منابع مسئلهساز اما پرجاذبه عنوان کرد. به گفته او، در اوایل دهه ۱۳۸۰، تقاضای شدید برای نیروی کار ارزان و آسیبپذیر با عرضه گسترده نیروی کار مهاجر فاقد حمایت قانونی تلاقی پیدا کرد.
کریمیان با تشریح مفهوم «رانتجویی مبتنی بر مهاجرت» نشان داد چگونه جابهجایی انسانها به منبعی برای کسب درآمد و نفوذ سیاسی بدل شده است. وی در پایان، با مرور سیاستها و مقررات مربوط به کارگران مهاجر افغانستانی در ایران، تأکید کرد که سیاستهای ساماندهی موجود، نهتنها به بهبود وضعیت این گروه منجر نشده، بلکه مانع هرگونه ارتقای اجتماعی و اقتصادی آنان شده است.


نظر شما :