برگزاری نشست شانزدهم از سلسله نشست های علمی تخصصی فرهنگ عمومی و انسجام اجتماعی با موضوع تاثیر رسانه ها و روایت ها بر انسجام اجتماعی با تمرکز بر یکپارچگی سرزمینی و هویت ملی در اندیشکده تحکیم انسجام اجتماعی
نصیری با اشاره به حضور مردم در اجتماع عظیم ملت ایران علیه عناصر تخریب گر و تروریست های مسلح وابسته به آمریکا و صهیونیست در 22 دی 1404 را نشانه ی یکپارچگی ملت دانست و افزود: انسجام اجتماعی تنها به مفهوم یکپارچگی نیست بلکه کلیت واحدی است که ذیل آن عناصر با هم اختلاف عقایدی، سیاسی، قومیتی و ... دارند اما ذیل یک کلیت به نام ایران اسلامی جمع می شوند. دو کل اسلامی و ایرانی بودن هم در این انسجام اثر دارند که متاسفانه رسانه های ضد ایرانی بر روی تضعیف این دو کار می کنند. روایت های رسانه ای طی سال های گذشته اسلامی و ایرانی بودن را مورد هدف قرار داده و اسلامیت تضعیف شده و در حوزه ایرانیت هم ایران تسخیر شده ناتوان را نشان می دهند.
در ادامه وی به مولفه های روایت صحیح رسانه ای پرداخت که از مهم ترین آن داشتن یک روایت صحیح در حضور جبهه معاند است. نصیری باور به توانستن را عنصر هویت ملی دانست و افزود: جنگ 12 روزه سرمایه اجتماعی انقلاب و نظام جمهوری اسلامی را فعال نموده و انسجام اجتماعی در 22 دی باشکوه بود چرا که مردم تهدید را احساس کرده بودند اما انسجام اجتماعی تنها در سایه تهدید معنا نمی یابد و اگر مولفه تهدید را از آن برداشت انسجام اجتماعی کمتر می شود.
وی افزود: یکی از مولفه های مقوم انسجام اجتماعی ذکر موارد پیشرفت جامعه است. پیشرفت به عنوان یک زیرساخت انسجام اجتماعی می باشد که باامیدآفرینی، ایجاد کنشگری مثبت و حضورجمعی را باعث می شود. دومین مولفه در انسجام اجتماعی ایجاد آرمان های مشترک از طریق تربیت مخاطب حمایتی و کنشگر در حوزه رسانه است که روایت صحیح را تشخیص داده تا با درگیری حسی در ضمیر ناخودآگاه اقناع ایجاد کند. وی سومین مولفه را، فاکتور های قدرت یک کشور از قبیل موقعیت جغرافیایی، توان نظامی و جمعیت دانست.
در ادامه آل داوود بیان کرد که جنگ شناختی در جامعه ای شکل می گیرد که همگن نیست و نمی شود برای تمام سطوح مخاطب یک عملیات را طراحی و اجرا کرد که این جنگ نیازمند اطلاعات دقیق است.وی بهترین ابزار برای ایجاد یک تاثیر شناختی نامطلوب را پاشیدن بذر بی اعتمادی در شبکه های فردی دانست.او در ادامه اضافه کرد: واژه جنگ شناختی در چند سال اخیر به دو دلیل به دایره اصطلاحات نظامی وارد شده است: دلیل اول توسعه خود علوم شناختی به معنی کشف علمی سازو کارهای نحوه تفکر و اندیشیدن در انسان مشخصا از اواسط دهه 50 میلادی (1. ما و دیگران چگونه می اندیشیم؟، 2. چرا این گونه می اندیشیم؟ و 3. آیا می توانیم نوع اندیشیدن را عوض کنیم؟) و دلیل دوم به کار گیری منابع عظیم داده به واسطه گسترش و انقلاب سیستم های ارتباطی.
از نظر وی جنگ شناختی در حوزه ذهن از طریق تسخیر ذهن و ایجاد شک و تردید و در حوزه قلب با ایجاد حب و بغض صورت می گیرد. همچنین ایشان بیان کردند متناسب با بیانیه گام دوم انقلاب مدل مفهومی جنگ شناختی تدوین شده است که جنگ شناختی در دو عرصه حکومت و جامعه(مردم) را می توان تقسیم نمود.عرصه حکومت در دو بعد می باشد: اول ناامید سازی و یاس آفرینی از طریق خبرهای دروغ، بزرگ کردن عیوب کوچک و کوچک نشان دادن یا انکار محسنّات بزرگ و مشغول سازی نظام به مسائل فرعی و کاذب و در بعد دوم مهار یا تضعیف قدرت نرم خودی از طریق نفوذ فردی و جریانی، وارونه نشان دادن واقعیت ها، پنهان کردن جلوه های امید بخش، تحلیل های مغرضانه و محاصره تبلیغاتی.
همچنین وی در عرصه جامعه( مردم) نیز به تشریح دو بعد پرداخت و افزود: لایه اول حوزه ذهن و مغز است که دشمن ابتدا از طریق جنگ اطلاعاتی، جنگ روانی و جنگ اراده ها به ایجاد شک و تردید نسبت به ارزش های خودی و سپس باور و یقین نسبت به ارزش های دشمن پرداخته که راه مقابله با آن اقناع سازی است. اقناع سازی در محیط دانشگا ها با اجرای فعالیت های علمی و اعتقادی در مراکز پژوهشی بر عهده اندیشه ورزان بوده و رسانه ها و احزاب نیز در جریان سازی سیاسی و سیاستگذاری اثر بخش هستند. همچنین نظر ایشان در لایه دوم، حوزه قلب، این است که دشمن از طریق جنگ رسانه ای،جنگ سایبری و جنگ روایت ها بر روی مولفه حب نسبت به خودی کار کرده و به بغض نسبت به خودی آن را تبدیل می کند. ایشان مطابق با رهنمودهای رهبر انقلاب اسلامی ایران جذب حداکثری و دفع حداقلی از طریق عشق و محبت را راهکار دانسته و نقش هنرمندان، ورزشکاران و فعالین حوزه رسانه را چشمگیر خواندند.


نظر شما :